تبليغاتX
پری آسمون

آن كه مي گويد دوستت مي دارم

خنياگر غمگيني ست

كه آوازش را از دست داده است.


 اي كاش

عشق را زبان سخن بود.........


 

هزار كاكلي شاد

             در چشمان توست


هزار قناري خاموش

                در گلوي من.


 

 عشق را

اي كاش زبان سخن بود.............

 


          آنكه مي گويد دوستت مي دارم

دلِ اندهگينِ شبي ست 

        كه مهتابش را مي جويد.

 


 اي كاش

عشق را زبان سخن بود.........


 

 هزار آفتاب خندان

                در خرام توست

هزار ستاره ي گريان

                 در تمناي من.


 

 عشق را

اي كاش زبان سخن بود...........

شايد زندگي آن جشني
نباشد که آرزويش را داشتي
اما حال که به آن دعوت
شدي تا مي تواني
زيبا برقص.
«چارلي چاپلين»


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 20:38  توسط PARY | 

من نميگم

نمیگم که رو زمین عاشقترینم

نمیگم برای تو من بهترینم

نمیگم که ثروت دنیا رو دارم

نمیگم که قدرت خدا رو دارم

نمیگم که خورشید وماه برات میارم

نمیگم ستاره تو شبات میارم

نمیگم قصری از طلا می سازم

نمیگم پلی ازلاله ها می سازم

نمیگم با بودنم غم دیگه مرده

نمیگم خدا تو رو به من سپرده

 

من ميگم

من میگم معنی عشق من تو هستی

من میگم تنها امید من تو هستی

من میگم یک قلب پاک و ساده دارم

من میگم برای تو هر چی که دارم

من میگم مهرو وفا برات می آرم

من میگم تا جون دارم برات می سازم

من میگم با جون ودل برات می سازم

من میگم غم اگه داری با تو هستم

من میگم تنها با عشقت زنده هستم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 15:40  توسط PARY | 

 

همیشه توی مدرسه یادم دادن یکسال دوازده ماه ست....یک ماه چهار هفته ست....یک هفته هفت روزه....یک روز بیست چهار ساعته...یک ساعت شصت دقیقه ست....ولی کسی به من یاد نداد که یک دقیقه

بی تو برابربا هزار سال است....

همیشه در قلب منی * 

بگذار گریه کنم ....نه برای تو....؟            برای عشق که مرده است

           بگذار گریه کنم ...نه برای تو....؟    برای صداقت که کمرنگ شده است

بگذار گریه کنم...نه برای تو...؟             برای ارزوها که ازبین رفته اند

             بگذار گریه کنم...نه برای تو...؟         برای غم ها که یکنواخت شده اند

بگذار گریه کنم...نه برای تو..؟        برای محبت ها که ساکت شده اند

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 13:28  توسط PARY | 

 چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

 
گر نمي آيند زير خاك مدفونم كنند

دست كم فكري به حال اين دل خونم كنند

كاش بر اين كهكشان فانوس چشمك زن نبود

تا خيابان ها به نور مرده افسونم كنند

درد ها را عشق، مي گويند درمان مي كند

پس كجا ماندند ليلا ها كه مجنونم كنند؟

بيستون كندن نمي خواهم ،اگر فرهاد ها

با نثار تيشه اي يك عمر مديونم كنند

مادرم، حوا، كلاغان را بگو قابيل وار

زير خاك سرد اين ويرانه مدفونم كنند
 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 20:56  توسط PARY | 

 

من بگم دوستت دارم با چه رقم يا عددي

تو كه بي نهايتو قشنگ تر از من بلدي

مژه هات شعر بلند نا تموم به خدا

عاشق كسي شدن جز تو حروم به خدا

با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو ميره

ماه اگه برق چشاتو ببينه از رو ميره

زيبا آتيش ميزنه دل منو اخماي تو

نكنه اضافه شن با عشق من زخماي تو

مال هيچ كسي نشو چون اينجاها فرشته نيست

عشقا و عاشقيا تلخه  مثل گذشته نيست

عمريه موندم توي مصراع اول چشات

فقط اين فعل و بلد شدم كه ميميرم برات

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 12:39  توسط PARY | 

واي اگر روزي نگاه تو مال من شود. شانه تو تكيه گاه من شود.


آنوقت قصر تنهايي من فرو ميريزد ومن در كلبه تو به همه آرزوهايم خواهم رسيد.


در بيكران وسعت ديدگانم تو را دست نيافتني مي پندارم.اي تنها بهانه من براي زندگي ...


نفس مي كشم به اميد آنكه روزي همنفس تو باشم.

زنده هستم به اميد روزي كه با تو زندگي كنم...


اي كاش مي دانستي همه آرزوهايم اين است كه به يك آرزويم برسم.

بهترين و شيرينترين و تنها آرزويم:

ميخواهم لحظه مرگم در كنار تو باشم

TinyPic image

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 15:57  توسط PARY | 

 بهانه‌هاي يك دل تنگ

هنوز خود را همسفر روياهاي تو مي‌بينم
و درميان انبوهي از شكوه‌ها اين تويي كه به زيبايي دست در دست من همراهي.
دلم هواي گريه‌هايي را مي‌كند كه بي هيچ ريايي در مقابل چشمانت بر گونه‌هايم مي‌غلتيد.
شايد دلم هواي بي‌ريايي كرده!
نمي دانم.
اما اينك اين سياهي شب است كه محرم چشمان پر از درد من است.
و اين منم و يك دنيا غرور
يك دنيا فاصله.
گاهي ميان خواب و بيداري صداي دلنشين تو را مي‌شنوم
صدايي كه مملو از رازهاي ناگفته است
صدايي كه با شنيدنش لرزه بر دلم مي‌اندازد.
بگذار بي‌پرده سخن بگويم
دلم براي فشردن دستان گرم و پر از محبتت بي‌تابي مي‌كند.
دلم براي لحظه‌اي مست چشمانت شدن و ذوب شدن مي‌تپد.
دلم عجيب براي رسيدن بي‌تاب است...
صبر كن!
اينجا ديگر من و تو!
صبركن!
مرا دوست بدار.
ديگر نمي‌توانم به دوست داشتن و نداشتنت بي تفاوت بنشينم.
از شمع ذوب شدن را مي‌طلبم و از پروانه چرخيدن.
تو بچرخ تا من ذوب شوم..

از آن هنگام كه طنين دوست داشتنت برايم گنگ بود، تا به امروز كه بارها برايت تكرار مي‌كنم،
هنوز شيريني‌اش بر زبانم هويداست.
دوستت دارم.
دوستت دارم شقايق مرداب من.
دوستت دارم ققنوس وار.
دوستت دارم هستي‌ام...


+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:14  توسط PARY | 

خوش آن روز كه صوت دلربايت

بگوش جان رسد هر دم صدايت

زهر سو ياورانت  با دل شاد

بيايند و نمايند جان فدايت

دوست دارم از شما بگم،ببخشید! جسارته
اگه بگم شما گلید ، که مایه خجالته

یه بسته نا قابله پیشکش چشمای شما

پس می فرستین می دونم دل مث کارت دعوته
منتظر یه فرصتم حضوری خدمت برسم

خیلی ببخشیدا ولی سرشما کِی خلوته

از دل رسوام می دونم ، ایراد فراوون می گیرید
خاکش ولی تبرکه ، مال غمای غربته

این جور نبودم بخدا، واسه خودم کسی بودم

دوره شوق هرکسی ، خوب می دونید یه مدته
قرار بودش که من دیگه عاشق  هیچ کسی نشم

نمی دونم اسمش چیه، یا وسوست یا قسمته

راحت بگم اون دلی که خودش یه روز یه خونه بود
چشمش به دنبال شماست ، منتظر مرمّته

چون واسه دیدن شما یه عمره که تو نوبته
 
*)) گل هميشه بهارم خدا كند كه بيايي ((*
 

تو را به جاي همه کساني که که نشناخته ام دوست مي دارم.

تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم.

براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي خاطر نخستين گلها..

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم.

تو را به جاي همه کساني که دوست نميدارم دوست مي دارم.

سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده شايد دوباره گلي برويد شبيه آنچه در بهار بوييده ايم

پس به نام زندگي هرگز مگو هرگز...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:41  توسط PARY | 
 

عشق نمي پرسه که تو کي هستي؟

عشق فقط ميگه تو مال مني...

عشق نمي پرسه که اهل کجايي ؟

فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني...

عشق نمي پرسه که چي کار مي کني؟

فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته...

عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟

فقط ميگه هميشه با مني...

عشق نمي پرسه که دوستم داري

فقط ميگه دوستت دارم...

اگه از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت
ميشه با ستاره هاي چشم تو
مغرب نو مشرق نو برپا کرد
ميشه از برق نگات
خورشيد و خاکستر کرد
ميشه از گندمياي سر زلفت
يه عالم شعر نوشت
آره..
از عشق تو ديوونگي هم عالميه
آره از عشق تو مردن داره
ميشه از عشق تو مرد و
ديگه از دست همه راحت شد
ميشه از عشق تو مرد و
ديگه از دست تو هم راحت شد
آره ..
از عشق تو ديوونگي هم عالميه
اگر از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت
...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 10:5  توسط PARY | 

دلا هر دم ببايد يا علي گفت

نه هر دم بل دمادم ياعلي گفت

دمي كه روح بر آدم دميدند

ز جا برخاست آدم يا علي گفت

پيمبر در شب معراج بشنيد

ندايي آمد و آن هم ياعلي گفت

پيمبر در شب معراج برخاست

به قصد قرب اعظم يا علي گفت

عصا در دست موسي اژدها شد

كليم آنجا مسلم يا علي گفت

نمي شد جان مرده زنده هرگز

يقين عيسي بن مريم يا علي گفت

به فرقش كي اثر مي كرد شمشير

گمانم ابن ملجم يا علي گفت

 قرار دلهاي بي قراري             تو صاحب تيغ ذوالفقاري

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 1:43  توسط PARY | 

My heart will go on

Every night in my dreams. I see you. I feel you

That is how I know you go on

Far across the distance and spaces between US

You have come to show you go on

Near. Far. Wherever you are

I believe that the heart does go on

Once more. You open the door

And you re here in my heart

And my heart will go on and on

Love can touch US one time

And last for a lifetime

And never let go till we re gone

Love was when I loved you

One true time. I hold too

In my life we ll always go on

Near. Far. Wherever you are

I believe that the heart does go on

Once more. You open the door

And you re here in my heart

And my heart will go on and on

You re here. There s nothing I fear

And I know that my heart will go on

We ll stay forever this way

You are safe in my heart

And my heart will go on

And on

 قلب من برای تو می تپد

هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم

و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری

دوری، فاصله و فضا بین ماست

و تو این را نشان دادی و ثابت کردی

نزدیک، دور، هر جایی که هستی

و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد

یک باره دیگر در را باز کن

و دوباره در قلب من باش

و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد

ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم

و این عشق می تواند برای همیشه باشد

و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد

عشق زمانی بود که من تو را دوست داشم

دوران صداقت، و من تو را داشتم

در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید

نزدیک، دور، هرجایی که هستی

من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید

یک باره دیگر در را باز کن

و تو در قلب من هستی

و من از ته قلب خوشحال خواهم شد

تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم

می دانم قلبم برای این خواهد تپید

ما برای همیشه باهم خواهیم بود

تو در قلب من در پناه خواهی بود

و قلب من برای تو خواهد تپید

و خواهد تپید...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:51  توسط PARY | 

منو ببخش عزیز من  اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین   آخر قصه رو بخون

ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم   زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون   عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر  من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است   یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی    شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو  قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون    عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر  من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

 

من این شعرو از اینجا برداشتم

http://www.ghazaleh-eshgh.blogfa.com/

نمی دونم چرا ولی من این عکس رو خیلی دوست دارم...احساس میکنم هردوشون یه آرامش خاصی دارند.

نه مثل این به اصطلاح خودشون عاشقای الان که فقط عین خروس جنگی به هم میپرن!!

نظر تو چیه؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 9:57  توسط PARY | 

 من پري كوچك غمگيني را مي شناسم

 كه در اقيانوسي مسكن دارد 

 و دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد

 آرام آرام

 پري كوچك غمگيني

 كه شب از يك بوسه ميميرد

 و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 12:17  توسط PARY | 
 
... ... ... ... ... ...

....


...


...

....