![]() |
![]() |
|
|
آن كه مي گويد دوستت مي دارم خنياگر غمگيني ست كه آوازش را از دست داده است.
عشق را زبان سخن بود.........
هزار كاكلي شاد در چشمان توست
در گلوي من.
عشق را اي كاش زبان سخن بود.............
دلِ اندهگينِ شبي ست كه مهتابش را مي جويد.
عشق را زبان سخن بود.........
هزار آفتاب خندان در خرام توست هزار ستاره ي گريان در تمناي من.
عشق را اي كاش زبان سخن بود...........
شايد زندگي آن جشني
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 20:38 توسط PARY |
|
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 15:40 توسط PARY |
|
|
بی تو برابربا هزار سال است....
بگذار گریه کنم ....نه برای تو....؟ برای عشق که مرده است بگذار گریه کنم ...نه برای تو....؟ بگذار گریه کنم...نه برای تو...؟ برای ارزوها که ازبین رفته اند بگذار گریه کنم...نه برای تو...؟ برای غم ها که یکنواخت شده اند بگذار گریه کنم...نه برای تو..؟ برای محبت ها که ساکت شده اند |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 13:28 توسط PARY |
|
|
چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه
گر نمي آيند زير خاك مدفونم كنند
دست كم فكري به حال اين دل خونم كنند كاش بر اين كهكشان فانوس چشمك زن نبود تا خيابان ها به نور مرده افسونم كنند درد ها را عشق، مي گويند درمان مي كند پس كجا ماندند ليلا ها كه مجنونم كنند؟ بيستون كندن نمي خواهم ،اگر فرهاد ها با نثار تيشه اي يك عمر مديونم كنند مادرم، حوا، كلاغان را بگو قابيل وار زير خاك سرد اين ويرانه مدفونم كنند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 20:56 توسط PARY |
|
|
من بگم دوستت دارم با چه رقم يا عددي تو كه بي نهايتو قشنگ تر از من بلدي مژه هات شعر بلند نا تموم به خدا عاشق كسي شدن جز تو حروم به خدا با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو ميره ماه اگه برق چشاتو ببينه از رو ميره زيبا آتيش ميزنه دل منو اخماي تو نكنه اضافه شن با عشق من زخماي تو مال هيچ كسي نشو چون اينجاها فرشته نيست عشقا و عاشقيا تلخه مثل گذشته نيست عمريه موندم توي مصراع اول چشات فقط اين فعل و بلد شدم كه ميميرم برات
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 12:39 توسط PARY |
|
|
زنده هستم به اميد روزي كه با تو زندگي كنم...
بهترين و شيرينترين و تنها آرزويم:
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 15:57 توسط PARY |
|
|
بهانههاي يك دل تنگ هنوز خود را همسفر روياهاي تو ميبينم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:14 توسط PARY |
|
|
خوش آن روز كه صوت دلربايت بگوش جان رسد هر دم صدايت زهر سو ياورانت با دل شاد بيايند و نمايند جان فدايت
دوست دارم از شما بگم،ببخشید! جسارته
اگه بگم شما گلید ، که مایه خجالته یه بسته نا قابله پیشکش چشمای شما پس می فرستین می دونم دل مث کارت دعوته منتظر یه فرصتم حضوری خدمت برسم خیلی ببخشیدا ولی سرشما کِی خلوته از دل رسوام می دونم ، ایراد فراوون می گیرید خاکش ولی تبرکه ، مال غمای غربته این جور نبودم بخدا، واسه خودم کسی بودم دوره شوق هرکسی ، خوب می دونید یه مدته قرار بودش که من دیگه عاشق هیچ کسی نشم نمی دونم اسمش چیه، یا وسوست یا قسمته راحت بگم اون دلی که خودش یه روز یه خونه بود چشمش به دنبال شماست ، منتظر مرمّته چون واسه دیدن شما یه عمره که تو نوبته *)) گل هميشه بهارم خدا كند كه بيايي ((*
تو را به جاي همه کساني که که نشناخته ام دوست مي دارم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:41 توسط PARY |
|
|
عشق نمي پرسه که تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه تو مال مني ...عشق نمي پرسه که اهل کجايي ؟ فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني ...عشق نمي پرسه که چي کار مي کني؟ فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته ...عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه هميشه با مني ...عشق نمي پرسه که دوستم داري فقط ميگه دوستت دارم ...
اگه از عشق ميشه قصه نوشت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 10:5 توسط PARY |
|
|
دلا هر دم ببايد يا علي گفت نه هر دم بل دمادم ياعلي گفت دمي كه روح بر آدم دميدند ز جا برخاست آدم يا علي گفت پيمبر در شب معراج بشنيد ندايي آمد و آن هم ياعلي گفت پيمبر در شب معراج برخاست به قصد قرب اعظم يا علي گفت عصا در دست موسي اژدها شد كليم آنجا مسلم يا علي گفت نمي شد جان مرده زنده هرگز يقين عيسي بن مريم يا علي گفت به فرقش كي اثر مي كرد شمشير گمانم ابن ملجم يا علي گفت
قرار دلهاي بي قراري تو صاحب تيغ ذوالفقاري
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 1:43 توسط PARY |
|
My heart will go on Every night in my dreams. I see you. I feel you That is how I know you go on Far across the distance and spaces between US You have come to show you go on Near. Far. Wherever you are I believe that the heart does go on Once more. You open the door And you re here in my heart And my heart will go on and on Love can touch US one time And last for a lifetime And never let go till we re gone Love was when I loved you One true time. I hold too In my life we ll always go on Near. Far. Wherever you are I believe that the heart does go on Once more. You open the door And you re here in my heart And my heart will go on and on You re here. There s nothing I fear And I know that my heart will go on We ll stay forever this way You are safe in my heart And my heart will go on And on قلب من برای تو می تپد هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری دوری، فاصله و فضا بین ماست و تو این را نشان دادی و ثابت کردی نزدیک، دور، هر جایی که هستی و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد یک باره دیگر در را باز کن و دوباره در قلب من باش و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم و این عشق می تواند برای همیشه باشد و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد عشق زمانی بود که من تو را دوست داشم دوران صداقت، و من تو را داشتم در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید نزدیک، دور، هرجایی که هستی من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید یک باره دیگر در را باز کن و تو در قلب من هستی و من از ته قلب خوشحال خواهم شد تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم می دانم قلبم برای این خواهد تپید ما برای همیشه باهم خواهیم بود تو در قلب من در پناه خواهی بود و قلب من برای تو خواهد تپید و خواهد تپید...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:51 توسط PARY |
|
|
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم من واسه تو خیلی کمم
من این شعرو از اینجا برداشتم http://www.ghazaleh-eshgh.blogfa.com/
نمی دونم چرا ولی من این عکس رو خیلی دوست دارم...احساس میکنم هردوشون یه آرامش خاصی دارند. نه مثل این به اصطلاح خودشون عاشقای الان که فقط عین خروس جنگی به هم میپرن!! نظر تو چیه؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 9:57 توسط PARY |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 12:17 توسط PARY |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو اضافه به علاقه منديهاتون |
| درباره وبلاگ |
پری آسمون
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|