
آن كه مي گويد دوستت مي دارم
خنياگر غمگيني ست
كه آوازش را از دست داده است.
اي كاش
عشق را زبان سخن بود.........
هزار كاكلي شاد
در چشمان توست
هزار قناري خاموش
در گلوي من.
عشق را
اي كاش زبان سخن بود.............
آنكه مي گويد دوستت مي دارم
دلِ اندهگينِ شبي ست
كه مهتابش را مي جويد.
اي كاش
عشق را زبان سخن بود.........
هزار آفتاب خندان
در خرام توست
هزار ستاره ي گريان
در تمناي من.
عشق را
اي كاش زبان سخن بود...........

شايد زندگي آن جشني
نباشد که آرزويش را داشتي
اما حال که به آن دعوت
شدي تا مي تواني
زيبا برقص.
«چارلي چاپلين»

من نميگم![]()
نمیگم
نمیگم
نمیگم
نمیگم
نمیگم
نمیگم
نمیگم
نمیگم
نمیگم
نمیگم
من
من میگم
من میگم
من میگم
من میگم
من میگم
من میگم
من میگم
من میگم
من میگم

همیشه توی مدرسه یادم دادن یکسال دوازده ماه ست....یک ماه چهار هفته ست....یک هفته هفت روزه....یک روز بیست چهار ساعته...یک ساعت شصت دقیقه ست....ولی کسی به من یاد نداد که یک دقیقه
بی تو برابربا هزار سال است....
بگذار گریه کنم ....نه برای تو....؟ برای عشق که مرده است![]()
بگذار گریه کنم ...نه برای تو....؟
بگذار گریه کنم...نه برای تو...؟ برای ارزوها که ازبین رفته اند![]()
بگذار گریه کنم...نه برای تو...؟ برای غم ها که یکنواخت شده اند
بگذار گریه کنم...نه برای تو..؟ برای محبت ها که ساکت شده اند![]()
چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه



من بگم دوستت دارم با چه رقم يا عددي
تو كه بي نهايتو قشنگ تر از من بلدي
مژه هات شعر بلند نا تموم به خدا
عاشق كسي شدن جز تو حروم به خدا
با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو ميره
ماه اگه برق چشاتو ببينه از رو ميره
زيبا آتيش ميزنه دل منو اخماي تو
نكنه اضافه شن با عشق من زخماي تو
مال هيچ كسي نشو چون اينجاها فرشته نيست
عشقا و عاشقيا تلخه مثل گذشته نيست
عمريه موندم توي مصراع اول چشات
فقط اين فعل و بلد شدم كه ميميرم برات





واي اگر روزي نگاه تو مال من شود. شانه تو تكيه گاه من شود.
آنوقت قصر تنهايي من فرو ميريزد ومن در كلبه تو به همه آرزوهايم خواهم رسيد.
در بيكران وسعت ديدگانم تو را دست نيافتني مي پندارم.اي تنها بهانه من براي زندگي ...
نفس مي كشم به اميد آنكه روزي همنفس تو باشم.
زنده هستم به اميد روزي كه با تو زندگي كنم...
اي كاش مي دانستي همه آرزوهايم اين است كه به يك آرزويم برسم.
بهترين و شيرينترين و تنها آرزويم:
ميخواهم لحظه مرگم در كنار تو باشم


بهانههاي يك دل تنگ


خوش آن روز كه صوت دلربايت
بگوش جان رسد هر دم صدايت
زهر سو ياورانت با دل شاد
بيايند و نمايند جان فدايت





تو را به جاي همه کساني که که نشناخته ام دوست مي دارم.
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم.
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي خاطر نخستين گلها..
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم.
تو را به جاي همه کساني که دوست نميدارم دوست مي دارم.
سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده شايد دوباره گلي برويد شبيه آنچه در بهار بوييده ايم
پس به نام زندگي هرگز مگو هرگز...

عشق نمي پرسه که تو کي هستي؟
عشق فقط ميگه تو مال مني
...عشق نمي پرسه که اهل کجايي ؟
فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني
...عشق نمي پرسه که چي کار مي کني؟
فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته
...عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟
فقط ميگه هميشه با مني
...عشق نمي پرسه که دوستم داري
فقط ميگه دوستت دارم
...
اگه از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت
ميشه با ستاره هاي چشم تو
مغرب نو مشرق نو برپا کرد
ميشه از برق نگات
خورشيد و خاکستر کرد
ميشه از گندمياي سر زلفت
يه عالم شعر نوشت
آره..
از عشق تو ديوونگي هم عالميه
آره از عشق تو مردن داره
ميشه از عشق تو مرد و
ديگه از دست همه راحت شد
ميشه از عشق تو مرد و
ديگه از دست تو هم راحت شد
آره ..
از عشق تو ديوونگي هم عالميه
اگر از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت
...


دلا هر دم ببايد يا علي گفت
نه هر دم بل دمادم ياعلي گفت
دمي كه روح بر آدم دميدند
ز جا برخاست آدم يا علي گفت
پيمبر در شب معراج بشنيد
ندايي آمد و آن هم ياعلي گفت
پيمبر در شب معراج برخاست
به قصد قرب اعظم يا علي گفت
عصا در دست موسي اژدها شد
كليم آنجا مسلم يا علي گفت
نمي شد جان مرده زنده هرگز
يقين عيسي بن مريم يا علي گفت
به فرقش كي اثر مي كرد شمشير
گمانم ابن ملجم يا علي گفت


قرار دلهاي بي قراري تو صاحب تيغ ذوالفقاري

My heart will go on
Every night in my dreams. I see you. I feel you
That is how I know you go on
Far across the distance and spaces between US
You have come to show you go on
Near. Far. Wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more. You open the door
And you re here in my heart
And my heart will go on and on
Love can touch US one time
And last for a lifetime
And never let go till we re gone
Love was when I loved you
One true time. I hold too
In my life we ll always go on
Near. Far. Wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more. You open the door
And you re here in my heart
And my heart will go on and on
You re here. There s nothing I fear
And I know that my heart will go on
We ll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on
And on
قلب من برای تو می تپد
هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم
و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری
دوری، فاصله و فضا بین ماست
و تو این را نشان دادی و ثابت کردی
نزدیک، دور، هر جایی که هستی
و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد
یک باره دیگر در را باز کن
و دوباره در قلب من باش
و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد
ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم
و این عشق می تواند برای همیشه باشد
و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد
عشق زمانی بود که من تو را دوست داشم
دوران صداقت، و من تو را داشتم
در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید
نزدیک، دور، هرجایی که هستی
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید
یک باره دیگر در را باز کن
و تو در قلب من هستی
و من از ته قلب خوشحال خواهم شد
تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم
می دانم قلبم برای این خواهد تپید
ما برای همیشه باهم خواهیم بود
تو در قلب من در پناه خواهی بود
و قلب من برای تو خواهد تپید
و خواهد تپید...

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
من واسه تو خیلی کمم

من این شعرو از اینجا برداشتم
http://www.ghazaleh-eshgh.blogfa.com/

نمی دونم چرا ولی من این عکس رو خیلی دوست دارم...احساس میکنم هردوشون یه آرامش خاصی دارند.![]()
نه مثل این به اصطلاح خودشون عاشقای الان که فقط عین خروس جنگی به هم میپرن!!![]()
نظر تو چیه؟؟![]()

من پري كوچك غمگيني را مي شناسم
كه در اقيانوسي مسكن دارد
و دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد
آرام آرام
پري كوچك غمگيني
كه شب از يك بوسه ميميرد
و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|